کدام يهود ؟!... KODAM - YAHOOD

نقش یهودیان در بحران اقتصادی جهان
نویسنده : مسعود تدینی آبقد - ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ آبان ،۱۳٩۱

بسیاری از سایت ها در مورد نقش یهود در شکل گیری بحران اقتصادی جهان سخن گفته و یهودیان را مسئول این بحران دانسته اند و کاملا واضح است که این شبکه ها بر جهت گیری های افکار عمومی اثر گذاشته اند به گونه ای که بر اساس نظر سنجی "جمعیت ضد افترا" که نهادی کاملا وابسته به " اسراییل" است و ماموریتش یافتن جهت گیری ها و گرایش های ضد اسراییلی در جهان می باشد ، 31 درصد از اروپاییان در مورد بحران اقتصادی کنونی جهان یهودیان را مورد سرزنش و ملامت قرار داده اند .

در این نظر سنجی 3500 تن از کشورهای اتریش ، فرانسه ، مجارستان ، لهستان ، آلمان ، اسپانیا و انگلیس شرکت کرده بودند.

آبراهام فوکسمان رییس جمعیت ضد افترا می گوید ، احساسات ضد یهودی هنوز در میان بسیاری از اروپاییان مشاهده می شود و بر اساس این نظر سنجی بیش از نیمی از اروپاییان بر این باورند که یهودیان ساکن کشورهای اروپایی به اسراییل عشق می ورزند و به آن علاقه مند هستند و 40 درصد از آنان نیز بر این باورند که یهودیان در دنیای اقتصاد و تجارت از قدرت بسیار ویژه ای برخوردار هستند.

وی افزود ، بعد از بحران اقتصادی جهان این باور در میان جهانیان افزایش یافت که یهودیان تاثیر بسیار زیادی در گردش چرخه اقتصاد و پول در جهان دارند.

تحلیل دروغین

ولی فوکسمان که به جانبداری از اسراییل معروف است، نتایج این نظر سنجی را این گونه تحلیل می کند که این گونه نگرش ها نسبت به یهودیان در واقع به یهودی ستیزی در اروپا بر می گردد ... ولی باید به دقت به این موضوع بنگریم و روشن سازیم که آیا این موضوع واقعا صحیح است یا خیر؟

 بسیاری از دلایل این قضیه از طرف کسانی عنوان شده است که از بحران اقتصادی به شدت آسیب دیده اند و این واقعیت ها را از طریق اینترنت به دنیای خارج درز داده اند ... ولی سیطره یهودیان بر رسانه های خبری جهان مانع از آن شده است که حقیقت قضیه و جزئیات بیشتر آن برای مردم روشن شود بنا براین در این راه اینترنت به ابزار کارسازی تبدیل گردید و موجب شد تا حدودی کم و کیف قضیه روشن شود.

با مشاهده بسیاری از تجزیه و تحلیل ها در این زمینه در اینترنت در می بابیم که این تحلیل ها بدون نام نویسنده منتشر شده اند زیرا نویسندگان این نوع مقالات از این بیم داشتند که به یهودی ستیزی متهم گردند. اما عده ای نیز شجاعت به خرج دادند و با شهامت اعلام کردند که یهودیان این بحران اقتصادی را به وجود آوردند و تنها این قوم هستند که از این بحران سود می برند.

به طور مثال یک پایگاه اینترنتی آلمانی که در زمنیه اخبار اقتصادی فعال می باشد به این نکته اذعان داشته است که یهودیان بر نظامی اقتصادی جهان تسلط دارند و آنان توانسته اند از این طریق غول های اقتصادی بزرگی را بوجود بیاورند و تریلیون ها دلار را غارت و چپاول کنند و این سرمایه ها را در مسیر راه اندازی جنگ ها به کار گیرند . این سایت خبری به طور مثال از جنگ مداوم اسراییل علیه فلسطنیان و تجاوز آمریکا به عراق نام برده است.

این پایگاه اینترنتی می افزاید : آمریکا مرکز اقتصاد یهودیان و وطن دوم آنان است و یهودیان در این کشور توانسته اند ، شرکت های بزرگی چون راکفلر ، روچیلد ، لیهمن برازرز ، و گلدمان را به عنوان غول های اقتصادی به راه بیندازند و در راه سیطره بر اقتصاد جهان به خدمت خویش درآورند و اقتصاد جهانی را شکل دهند.

اکنون اتهامات مربوط به یهود در این زمینه در سرتاسر جهان پیچیده است و مردم نیز کم کم باور کرده اند که دولت های اروپایی و آمریکایی در برابر توان یهودیان ضعیف و ناتوان هستند .

این اتهامات به بعضی از روزنامه های روسی مانند پراودا نیز راه یافت . این روزنامه در یکی از شماره های خود نوشته است که دولت های فرانسه و آلمان و ایتالیا پول هایی را به بانک های یهودیان مانند روچیلد و کوهان لوپ تزریق کرده اند و در مقابل این بانک ها متوجه ملت روس و ملت آمریکا شده و اموالشان را چپاول کرده اند.

در روسیه عده ای بر این نکته تاکید کرده اند که عامل اصلی بحران اقتصادی وحشی گری های جهان سرمایه داری است و این بحران را در واقع شاگردان میلتون فریدمان صهیونیست به وجود آوردند.

بر اساس نظریات روس ها که در پایگاه های اینترنتی منعکس شده است آنان یهودیان را عامل این بحران می دانند و بر این باورند که یهودیان برای دست یابی به سود های کلان دست به هرکاری می زنند .

در انگلیس نیز بنا به گزارش روزنامه اندیپندنت مردم مسئولیت فروپاشی اقتصادی را بر گردن یهودیان می دانند و یک انگلیسی به نام ایرول ولین می گوید که یهودیان چند ساعت قبل از اعلام ورشکستگی  بانک لیهمن برازرز 400 میلیون دلار را از این بانک به بانک های اسراییل منتقل کردند . اگر چه این موضوع در گزارش این روزنامه حذف گردیده است ولی پایگاه های اینترنتی به آن پرداخته اند و درباره آن مطالبی را نقل کرده اند.

بر اساس اطلاعات به دست آمده از پایگاه های دیگر یهودیان اقدامات مشابهی را در آمریکا انجام داده و میلیاردها دلار را از بانک های این کشور خارج کرده اند ولی دولت آمریکا این شهامت را ندارد تا در این زمینه به طور مستقل تحقیق کند بلکه صرفا برای نجات این بانک ها به تزریق پول به آن ها پرداخته است .

ولی با تمامی این تفاصیل که در پایگاه های اینترنتی آمده است، سانسور خبری شدیدی در رسانه های خبری حاکم است و حتی انگلیس که ادعا می کند، رسانه ها در این کشور از آزادی کامل برخوردار هستند و به آن نیز افتخار می کند در این باره سخنی در مطبوعات رسمی این کشور به میان نیامده است.

در کشورهای آمریکای لاتین پایگاه های اینترنتی از جرأت و شهامت بیشتری برخوردار هستند . این پایگاه ها خانواده های یهودی مسلط بر بانک های غربی را متهم ساخته اند که دولت های اروپایی و آمریکایی را قربانی و فدای مطامع خود کرده اند و مانند غده سرطانی در این کشورها عمل می کنند .

به عنوان مثال مورخین در آرژانتین با استفاده از حقایق و مستندات تاریخی چگونگی شکل گیری غول های اقتصادی را مطرح کرده اند و مسئولیت بحران اقتصادی به ویژه در آلمان در دهه سی را نیز بر عهده یهودیان دانسته اند .

این مورخین می افزایند : در ورای هر بحران اقتصادی در جهان ردپای "ملت برگزیده" به چشم می خورد و نیروهای یهودی مشغول به کار در وال استریت در واقع بوجود آورندگان این بحران هستند.

بسیاری از تاریخ نگاران چپ گرا در آمریکای لاتین اطلاعاتی را ارائه دادند که نشان می دهد بحران اقتصادی جهان ساخته و پرداخته یهودیان است و یکی از آنان می نویسد که جای شگفتی نیست که جامعه یهودیان آمریکا بحران کنونی را ایجاد کرده باشد و ما با استفاد از تجربیاتمان در آرژانتین دریافته ایم که بانک های تحت مالکیت یهودیان اموال و دارایی های مردم را غارت و چپاول می کنند.

در مکزیک نیز مورخین بر این باورند که یهودیان رهبران طرح جهانی سازی هستند و همین یهودیان نیز از تزریق پول به موسسات اقتصادی از سوی دولت بوش برای نجات اقتصاد آمریکایی بیشترین سود را برده و از آن خود کرده اند.

 اکنون سوالات زیادی در اذهان تحلیل گران بی پاسخ مانده است و آنان می پرسند که چرا نهادهای قضایی آمریکا در مورد صحت این گونه اتهامات که در سایت ها از سوی تحلیل گران و نویسندگان منتشر می شود، تحقیق نمی کنند ؟ و چرا رسانه های خبری آمریکا به وظیفه خود در این راستا عمل نمی کنند ؟ و چرا کمی قبل از اعلام ورشستگی بانک های آمریکایی میلیاردها دلار از آمریکای شمالی به طرز پیچیده ای به بانک های اسراییل منتقل می گردد ؟

برگرفته از نوشته دکتر سلیمان صالحسایت موسسه مطالعات وپژوهشهای سیاسی


comment نظرات ()
یهودیان معاصری که به ایران خیانت کرده اند
نویسنده : مسعود تدینی آبقد - ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ شهریور ،۱۳٩۱

 

 

نام فارسی: موسی قصاب
نام عبری:
موشه کاتساو
متولد: 1945 در یزد
سمت:
هشتمین رئیس جمهور رژیم صهیونیستی بین سالهای 2000-2007

وی به همراه خانواده اش در سال 1951 به سرزمین های اشغالی مهاجرت کرد و فارغ التحصیل از دانشگاه عبری اورشلیم است.
وی در میان مهاجران ایرانی که به سرزمین های اشغالی مهاجرت کرده اند، اولین فردی است که به بالاترین مقام سیاسی این رژیم دست یافته است.
در تاریخ 22 مارس 2011، دادگاهی در سرزمین های اشغالی، موسی قصاب(موشه کاتساو)، رئیس جمهور ایرانی تبار رژیم صهیونیستی را به اتهام تجاوز به عنف به هفت سال زندان محکوم کرد. اتهام وی مربوط به زمانی می باشد که وزیر گردشگری رژیم صهیونیستی بود.

 


نام فارسی: شهرام مفضض زاده
نام عبری: شائول موفاز
متولد: 1948 در تهران
سمت: جانشین و معاون نخست وزیر رژیم صهیونیستی، وزیر راه و ترابری سابق، رئیس سابق ستاد کل فرماندهی و عملیات ارتش رژیم صهیونیستی، وزیر سابق دفاع رژیم صهیونیستی


او متولد تهران است و اصلیتی اصفهانی دارد. در سال 1957 به همراه خانواده اش به سرزمین های اشغالی مهاجرت می کند. در سال 1966 به عضویت در نیروهای دفاعی رژیم صهیونیستی می پیوندد. وی به عضویت تیپ کماندویی "سایرت متکل" که یکی از مهمترین تیپ های کماندویی ارتش رژیم صهیونیستی است می پیوندد. در جنگ شش روزه، جنگ یوم کیپور، جنگ لبنان(1982) و عملیات "انتبی" شرکت داشت و در این سالها مراتب پیشرفت را پیمود.

وی پس از پایان جنگ لبنان(1982)، تحصیلات عالی نظامی را در دانشگاه نظامی در آمریکا ادامه داد و پس از بازگشت به سرزمین های اشغالی به فرماندهی تیپ کماندویی در سال 1986 میلادی برگزیده شد. وی در سال 1988 به درجه نظامی سرتیپی ارتقا یافت و در سال 1993 به فرماندهی کل نیروهای دفاعی رژیم صهیونیستی در کرانه باختری برگزیده شد و به دلایل موفقیت در برخورد با گروه های نظامی فلسطینی به مقام سرلشکری در سال 1994 ارتقا یافت و به فرماندهی جبهه جنوب ارتش رژیم صهیونیستی منصوب شد.
وی در سال 1997 به مقام قائم مقامی ستاد کل مشترک ارتش رژِیم صهیونیستی رسید و نهایتا یک سال بعد به فرماندهی کل ستاد مشترک ارتش رژیم صهیونیستی منصوب شد.
نام: دان حالتوس
زاده والدینی ایرانی
سمت: هجدهمین فرمانده ستاد کل فرماندهی و عملیات ارتش رژیم صهیونیستی، فرمانده سابق نیروی هوایی ارتش رژِیم صهیونیستی

وی ژنرال سه ستاره است و درجه سپهبدی را داراست. از خلبانان نیروی هوایی رژیم صهیونیستی بود که در عملیات نابودسازی نیروگاه اتمی عراق، موسوم به عملیات "اپرا" در خلال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران شرکت داشت.
در طول جنگ رژِم صهیونیستی با لبنان، در سال 2006 که 34 روز (به عبارتی 33 روز) به طول انجامید، وی در مقام فرمانده ستاد کل فرماندهی و عملیات ارتش رژِیم صهیونیستی، فرماندهی نیروهای دفاعی رژیم صهیونیستی را بر عهده داشت.
نام فارسی: منوچهر ساچمه چی
نام عبری: منشه امیر
متولد: 1940 در تهران
سمت: خبرنگار، نویسنده، مسئول بخش فارسی سایت وزارت امور خارجه رژِیم صهیونیستی

وی کار روزنامه نگاری را در سن هفده سالگی در روزنامه کیهان در تهران آغاز کرد که سردبیر وقت مصطفی مصباح زاده بود. وی نقش مهمی در تشویش اذهان عمومی و نقش پررنگ رسانه ای را در فتنه88 عهده داشت.
نام فارسی: حبیب القانیان
سمت: رئیس انجمن کلیمیان تهران و سرمایه دار بزرگ یهودی ایرانی
تولد: 1288
مرگ: 1358

وی در سال 1337 شرکت پلاستیک سازی پلاسکو را در تهران تاسیس کرد و به تدریج این شرکت را به بزرگترین و پیشرفته ترین شرکت پلاستیک ایران تبدیل کرد. وی همچنین صنایع پروفیل آلومینیوم را راه اندازی کرد. وی به خاطر موفقیت های اقتصادی اش، به شهرت خاصی در ایران و سرزمین های اشغالی رسید. ساختمان پلاسکو واقع در خیابان استامبول و ساختمان آلومینیوم واقع در خیابان جمهوری که نخستین برج های ایران بودند، بخشی از اموال وی قبل از مصادره توسط جمهوری اسلامی ایران بود.
وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران دستگیر می شود و به جرم فساد مالی و تماس با رژِیم صهیونیستی به اعدام محکوم می شود.
وی در دفاعیات خود گفت: "اینجانب حبیب القانیان، افتخار می کنم که کلیمی ایرانی هستم. تا به حال هیچ گونه کمک یا اعانه به نفع رژیم صهیونیستی انجام نداده و نخواهم داد. من موافق کشتار مردم فلسطین نیستم."
وی همچنین ادعا کرد که هیچ دارایی به نام او در سرزمین های اشغالی وجود ندارد. بعد از اعدام او، سنای آمریکا در اعتراض به اعدام او، قطعنامه ای صادر کرد.
ادعاهای او در دادگاه تکذیب شد و ارتباطش را رژِیم صهیونیستی به اثبات رسید.
نام عبری: امنون نتصر
تولد: 1313 در رشت
مرگ: 26 بهمن 1386
محل دفن: آرامگاه گوردون، در شهر لیشون لتسون در سرزمین های اشغالی
سمت: استاد ارشد دانشگاه عبری، پژوهش گر، نویسنده، ایران شناس، روزنامه نگار
فعالیت: تاسیس رادیو رژیم صهیونیستی


استاد ارشد دانشگاه عبری اورشلیم و پژوهش گر نامدار تاریخ، زبان و یهودیان ایران بود. وی همچنین از محققان و نویسندگان دانشنامه ایرانیکا بود.
آمنتون نتصر، تحقیقات گسترده ای را در زمینه پیشینه یهودیان در ایران انجام داد و نتیجه تحقیقات خود را به صورت ده ها کتاب و صدها مقاله به زبان های فارسی، عبری، انگلیسی، فرانسه و روسی منتشر کرد.
وی تحصیلات خود را در دوره کارشناسی در رشته "مطالعات خاور میانه و امور بین الملل" در دانشگاه عبری اورشلیم به انجام رساند. وی نهایتا مدرک دکتری خود را از دانشگاه کلمبیای آمریکا دریافت کرد.

وی آغازگر و موسس بخش فارسی صدای رژِیم صهیونیستی به زبان فارسی بود. رادیو رژِیم صهیونیستی از سال 1958 با پخش برنامه، به مدیریت امنون نتصر آغاز به کار کرد.

نام عبری: ایبی ناتان

فعال به اصطلاح صلح طلب صهیونیست که ایرانی الاصل است. او هوادار مذاکره با فلسطینیان بود و بارها برای اعتراض به سیاست های رژِیم صهیونیستی دست به اعتصاب غذا زد.


نام فارسی: ریتا جهان فروز

متولد: 24 مارس 1962 در تهران در خانواده ای یهودی

فعالیت: خواننده


وی در سال 1970 به همراه خانواده ایرانی اش به سرزمین های اشغالی مهاجرت کرد.

وی دختر عموی حنا جهان فروز (خواننده) است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نام فارسی: حنا جهان فروز (مهرنوش)

متولد: تهران

فعالیت: خواننده


وی در تهران در خانواده ای یهودی زاده شد. اصلیت وی به یهودیان اصفهان بر می گردد. وی دختر عموی ریتا جهان فروز(خواننده) است.

خانواده حنا چهار سال قبل از انقلاب اسلامی ایران، در حالی که وی تنها 12 ساله بود به پاکستان فرار کرده و از آنجا به فرانسه و از آنجا به سرزمین های اشغالی مهاجرت می کنند.

آهنگ های وی به زبان فارسی، انگلیسی و عبری هستند.

نام فارسی: سارا سرودی (سرور سرودی)

سمت: استاد فرهنگ و ادبیات فارسی در دانشگاه عبری اورشلیم


وی از اولین پایه گذاران مرکز ایران شناسی در دانشگاه های رژِیم صهیونیستی بود. وی تحقیقاتی را درباره یهودیان ایران به عمل آورده است.

وی در سال 2005 میلادی در اثر بیماری درگذشت و در اورشلیم به خاک سپرده شد. در 12 دسامبر 2007 کتابخانه دانشگاه حیفا با نام "کتابخانه دکتر سارا سرودی" در آن دانشگاه رسما افتتاح شد.

نام عبری: خزی فانیان

متولد: 1963 در بیت شنان

وی خواننده ایرانی تبار صهیونیست است. وی شهرت خود را در جامعه صهیونیست به خاطر بازخوانی ترانه های ماندگار ایرانی به دست آورده است. وی به دو زبان فارسی و عبری ترانه اجرا می کند. 

 

 

 

 


comment نظرات ()
 
نویسنده : مسعود تدینی آبقد - ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ شهریور ،۱۳٩۱

خاخام ماشاءالله گلستانی‌نژاد مرجع دینی رسمی کلیمیان ایران گفت: روز قدس نماد دفاع از مظلوم است و کلیمیان ایران همه ساله همراه با آحاد ملت در راهپیمایی با شکوه این روز شرکت می‌کنند و امسال هم در این مراسم حضور خواهیم یافت.
خاخام گلستانی‌نژاد با بیان اینکه ظلم و خون‌ریزی از نظر تورات حرام است، افزود: همه باید جنگ افروزی‌ها و ظلم و تعدی صهیونیست‌ها در حق فلسطینی‌ها را محکوم کنیم.
وی ادامه داد: یهودیان موحد به عنوان پیروان شریعت موسی (س) دعا می‌کنند که روزی برسد هیچ جانداری در عذاب نباشد و ظلمی صورت نگیرد و حقیقتا از اینکه حقوق انسان‌ها نادیده گرفته شود، متاسفیم.
"تورات، کتاب مهربانی و دوستی است و بر اساس یکی از 10 فرمان که صریحا دستور داده "لو تعسوق" (ظلم نکن)، حق نداریم با دیگران دشمنی کنیم و یا حتی در دل خود کینه راه دهیم و به حقوق دیگران تعدی کنیم".
مرجع دینی رسمی کلیمیان ایران گفت: یهودیت و صهیونیسم دو مقوله جدا هستند و تفکر صهیونیستی در تورات جایی ندارد و رفتار صهیونیست‌ها با رفتار پیروان مذاهب واقعی یهودی که از آموزه‌های حضرت موسی نشأت گرفته، تفاوت دارد.
وی به عنوان نمونه به مناسک ویژه یهودیان در روز شنبه اشاره کرد و گفت: شنبه برای ما عزیز است و کارهایی که تورات معین کرده، در این روز ممنوع است اما صهیونیست‌ها هیچ‌یک از دستورات تورات درباره "شابات" (شنبه) را اجرا نمی کنند و این بهترین سند برای تفاوت صهیونیسم با یهودیت است.
مرجع دینی رسمی کلیمیان ایران در بخش پایانی گفت‌وگوی خود با فارس تاکید کرد که "صهیونیزم، بر اساس سنت حقه الهی زوال خواهد یافت".
خاخام گلستانی‌نژاد گفت: اگر در طول تاریخ بنگرید، هیچ حکومت ظلمی ماندگار نبوده و نخواهد ماند و صهیونیست‌ها نیز، آخرین نفس هایشان را می کشند. 
وی خاطر نشان کرد: اینکه امروز می شنویم برخی ساکنان اسرائیل در اعتراض به وضعیت معیشت خود و ظلم‌هایی که به آنها می‌شود، دست به خودسوزی می‌زنند، نشانه آن است که ظلم و تعدی دامن‌گیر ظالم می‌شود.


comment نظرات ()
ترجمه یک شعرعبری که به مناسبت فرا رسیدن شب یلدا سروده شده است
نویسنده : مسعود تدینی آبقد - ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ،۱۳٩٠

درخت بادام گُل می‌کند، پانزده شواط رسید.

خورشید مثل طلای خالص می‌درخشد، جشن درختان است

پرندگان بر روی بام‌ها هستند، پانزده شواط رسید

ورود این جشن را بشارت می‌دهند، جشن درختان است

زمین فریاد می‌کند، پانزده شواط رسید

موقع درختکاری فرا رسیده است، جشن درختان است

هر یک بیلچه در دست، پانزده شواط رسید. برای استقبال این جشن خود را آماده می‌کند، جشن درختان است


comment نظرات ()
شب یلدا در آیین یهود ( ایلانوت)
نویسنده : مسعود تدینی آبقد - ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ،۱۳٩٠

یهودیان عبری به سبب همزیستی کهن با ایرانیان از فرهنگ و حتی ادبیات ایران تاثیرات فراوانی گرفته اند که شب یلدا و نوروز از آن جمله است.

یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل می‌داد و در طول سال با سپری شدن فصل‌ها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیت‌های خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند.

آنان ملاحظه می‌کردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند می‌شود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر می‌توانستند استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکش‌اند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی - هند و اروپایی، دریافتند که کوتاه‌ترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شب‌ها کوتاهتر می‌شوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند.

 بدین‌سان در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع می‌شد و در اوستا، واژه Sareda, Saredha «سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده می‌کند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است.

در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، ص ۲۵۵، از روز اول دی ماه، با عنوان «خور» نیز یاد شده‌است و در قانون مسعودی نسخه موزه بریتانیا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده شده‌ است.

یهودیان نیز در این شب جشنی با نام «ایلانوت» (جشن درخت) برگزار می‌کنند و با روشن‌کردن شمع به نیایش می‌پردازند.

ایلانوت تقدیس و بزرگداشت درختان و گیاهان و آفریننده‌ی آنها در دین یهود است. یهودیان، همه ساله در پانزدهمین روز از ماه شواط، میوه‌های مختلف را با خواندن دعاهای مخصوص می‌خورند و خداوند بزرگ که جهان هستی را ب این همه شگفتی و تنوع آفریده است، سپاس می‌گذارند. از میوه‌هایی که در شب ایلانوت خورده می‌شود: زیتون، خرما، انگور(کشمش)، انار، انجیر، جو و گندم که دارای اهمیت خاصی هستند، در رأس قرار دارند.
فلسفه کلی مراسم ایلانوت، برکت دادن محصولات درختی و زمینی است و با گفتن براخا (دعا) همگی خواستار آن می‌شوند که درختان در سال آینده، هر چه بیشتر پرثمر گردند.
در تلمود، پانزدهمین روز از ماه عبری شواط، آغاز سال درختان و روز سرنوشت آنان نام گرفته است و این روز، مناسبت‌ترین تاریخ برای آغاز درختکاری تشخیص داده شده است.
در کتب مقدس یهود، از قوانین بسیاری مبنی بر عدالت اجتماعی مربوط به زمین و کشاورزی و کاشتن درختان و حفظ اصالت طبیعت سخن رفته است. در تورات مقدس، «کتاب لاویان فصل 19 آیه 23»، کاشتن درختان به صورت یک فرمان تاکید شده است: «هنگامی که وارد سرزمین می‌شوید از هر نوع درخت‌های خوراکی غرس کنید». علمای یهود نیز درختکاری را توصیه نموده‌اند تا جایی که ربان یوحانان بن زکای دانشمند و رهبر بزرگ یهودیان پس از خرابی معبد دوم در تلمود می‌گوید: «اگر درختی را به قصد کاشتن در دست داشتی و به تو بگویند که ماشیح (ناجی جهان) ظهور کرده است، ابتدا درخت را در زمین بنشان سپس به استقبال ماشیح برو».
کار کشاورزی از همان زمانی شروع شده که خداوند، آدم را آفرید و او با کار روی زمین محصول به دست آورد و یا حضرت نوح که وسایل شخم‌زنی ر برای انسان‌ها اختراع کرد و بعد از طوفان نیز تاکستانی را غرس نمود و یا حضرت ابراهیم که مهمانان خود را دعوت می‌نمود تا در زیر درخت استراحت کنند و یا حضرت موسی در ساده‌ترین گیاهان یعنی در یک «بته خار» در حال سوختن، جلال خداوند را مشاهده کرد و به پیامبری برگزیده شد.


comment نظرات ()
نقش یهودیان اسپانیا در شکست و پیروزی مسلمانان در اندلس
نویسنده : مسعود تدینی آبقد - ساعت ۸:٢٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ امرداد ،۱۳٩٠

تاریخ کشور اسلامی اندلس به عنوان یک تاریخ سراسر پند و عبرت می¬تواند آموزنده باشد. مسلمانان در سال 711 میلادی تحت فرماندهی طارق بن‌زیاد اللیثی وارد خاک شبه‌جزیرة ایبریا شدند. در طول حدوداً یک سال، سپاه اسلام توانست بخش اعظم شبه‌جزیره را فتح کند و حکومت مسیحی گوت‌ها را به ناحیة کوچکی در شمال اسپانیا تبعید کند. سال 1492 میلادی سال پایان حکومت اسلامی در شبه‌جزیرة ایبریا ــ که مسلمانان به آن اندلس می گفتند ــ بود؛ سالی که مسیحیت و حاکمان مسیحی بساط هر چه غیرمسیحی بود را از آن سرزمین برچیدند.
در ابتدا مسلمانان بر مسیحیان پیروز شده، حاکم گشتند و در پایان نیز مسیحیان‌ْ قوم غالب بودند؛ اما در شبه‌جزیرة ایبریا غیر از این دو گروه، یهودیان نیز حضور داشتند. ایشان را یهودیان سفارادی می‌نامند.
یهودیان‌، ساکنان و صاحبان اصلی سرزمین نبودند. ایشان در طول مهاجرت‌های خویش به آنجا رفته بودند. همچنان‌که پس از سقوط حکومت اسلامی در اندلس و به قدرت رسیدن مسیحیان‌، از آن سرزمین طرد شدند.
در این نوشتار کوتاه قصد داریم تا به عملکرد و نقش یهودیان در دوران ورود مسلمانان به اسپانیا و دوران شکست آنان از مسیحیان بپردازیم.
تاریخ کوتاهی از حاکمان اندلس
در هشت قرن (از 711 تا 1492) چند سلسله و یا به عبارت بهتر چند حکومت اسلامی در اندلس پدیدار شد:
1. والیان (711-750م/92-132ق). در این دوره، اندلس همچون سایر نقاط سرزمین پهناور اسلامی، تحت امر خلفای اموی بود و حاکمان آن منصوب خلیفة اموی بودند.
2. حکومت اموی (756-1031م/139-422ق). در سرزمین اصلی اسلام امویان سقوط کرده و بنی‌عباس حاکم بودند؛ اما در اندلس حاکمان اموی به حیات خویش ادامه می‌دادند.
3. عصر ملوک الطوایفی (1031-1091م/ 422-484ق). بعد از سقوط حکومت اموی اندلس در هر گوشه از سرزمین اسپانیای اسلامی حاکمی سر برآورد.
4. مرابطون (1091-1145م/484-535ق). مقر اصلی ایشان سرزمین مغرب بود و برای کمک به حکام اسلامی در مقابله با حکومت مسیحی وارد اندلس شدند و در آنجا ماندگار شدند.
5. موحدون (1170-1223م/565-620ق). پس از مرابطون باز هم دوره‌ای از آشوب و حکام پراکنده در اسپانیای مسلمان به وجود آمد و برای بیش از بیست سال حکومت واحدی حاکم نبود؛ اما موحدون توانستند اندلس را یکپارچه کنند و حکومتی مرکزی مستقر سازند.
6. غرانطه (1238-1492م /635-898 ق). پیش از حکومت غرانطه نیز دوره‌ای از بی‌حکومتی وجود داشت. این زمان آغاز دورة سقوط حکومت اسلامی بود. مسیحیان قدرت یافته و بیشتر شبه‌جزیره از آنِ آنان بود؛ اما به لطف اختلافات داخلیِ مسیحیان و کمک‌هایی که از افریقا می‌رسید، مسلمانان توانستند برای مدت زیادی به حیات خویش در اندلس ادامه دهند.
هنگامی که طارق در سال 711 میلادی به اسپانیای کاتولیک قدم گذاشت‌، آن سرزمین در زیر یوغ گوت‌ها (ویزیگوت‌ها) بود. گوت‌ها از قبایل ژرمن شمال بودند. این حاکمان هرگز چنان با مردم اسپانیا مخلوط نشده بودند که از حاکم و محکوم ملتی واحد پدید آید و همواره حس سروری و غلبه داشتند. مردم اسپانیا و از جمله یهودیان، تحت سلطه ایشان در رنج و محنت بودند.
گوت‌ها در ابتدا مسیحیان آریوسی بودند؛ اما پس از مدتی برای مطابقت با مردم بومی اسپانیا و راحت‌تر شدن حکومت بر ایشان کاتولیک شدند. ایشان مردمانی متدین و تحت سلطة کشیشان بودند و تعصبات دینی در تصمیمات و رفتارشان تاثیرگذار بود.
نقش یهودیان اسپانیا در حوادث تاریخی اندلس
یهودیان شبه‌جزیره مورد بغض و کینة مسیحیان بودند و نه تنها کسی به ایشان اعتنایی نمی‌کرد؛ بلکه به انواع جور و ستم و سرکوبی مبتلا بودند و به علت قدرت کلیسا در اسپانیا‌، فشار شدیدی بر آنان برای گرویدن به مسیحیت وجود داشت. کلیسا برای تحقق این امر سختگیری می‌کرد؛ به نحوی که اگر یهودیان طبق مذهب خود رفتار می‌کردند، ایشان را تحت شکنجه قرار می‌داد. گاهی یهودیان را مجبور به خوردن گوشت حیواناتی می‌کردند که در یهودیت حرام بود. در عصر یکی از پادشاهان گوت (676 میلادی) یهودیان بین دو امر مخیر شدند : مسیحی شدن و یا تبعید و مصادرة اموال. به علت این فشارها یهودیان به فکر آشوب و قیام هم افتادند؛ ولی این قیام پیش از شروع کشف شد (694 میلادی).
در نتیجة این شرایط بود که در زمان حملة طارق‌، یهودیان نه تنها از مقابل مسلمین فرار نمی‌کردند؛ بلکه با آغوش باز ایشان را پذیرفته و کمک می‌کردند؛ مثلاً در شهر طلیطله یهودیان بر علیه حاکمان گوت شوریدند‌، بر استحکامات شهر مسلط شدند و دروازه‌های شهر را به روی مسلمانان گشودند. مسلمانان نیز از یهودیان استفاده می‌کردند و پس از فتح هر شهر‌، آنان را در آن شهر اسکان می‌دادند تا شهر را حفظ کنند و مسلمانان برای ادامة فتح فراغت لازم را داشته باشند.
بدون شک کمک ایشان با توجه به تعداد اندک لشگریان طارق مهم بوده است. گفته می‌شود مسلمانان‌، یهودیان را علاوه بر شهر طلیطله‌، در شهرهای مهم دیگری چون قرطبه، غرانطه و اشبیلیه نیز اسکان دادند. هرچند نباید در نقش یهودیان مبالغه کرد؛ زیرا عدة ایشان اندک بود و از فنون جنگی بی‌اطلاع بودند. چنان‌که گفته شد ایشان پیش از ورود مسلمین تحت شکنجه و آزار و محدودیت بودند و حتی در مجمع طلیطله (696 میلادی) قطعنامه‌ای بر علیه یهودیان تصویب شد که به موجب آن یهودیان مخالف دولت معرفی شدند. اموال ایشان مصادره و آزادی‌هایشان سلب شد. از مواردی که در این قطعنامه آمده بود‌، جدایی فرزندان یهودی از والدینشان برای تربیت ایشان در خانواده‌های مسیحی بود. این موارد نشان‌دهندة این مطلب است که آنان از نظر ثروت و اعتبار اجتماعی نیز چندان قوی نبوده‌اند؛ البته به عنوان متحدی ناراضی در خاک دشمن موثر بوده‌اند و امکان استفاده از ایشان به عنوان منابع اطلاعاتی وجود داشت.
اوضاع یهودیان، تحت سیطرة مسلمین رضایت‌بخش و مناسب بود؛ زیرا مسلمین در مالیات زیاده‌روی نمی‌کردند و به گرفتن جزیه راضی بودند و در مقابل، یهودیان از خدمت نظامی معاف بودند و در انجام مناسک دینی آزاد بودند. در این دوران یهودیان توانستند در مدارس دولتی به تحصیل بپردازند و در تجارت و صنعت به رشد خوبی برسند. بعضی از آنان به مناصب دولتی و درباری رسیدند؛ مثلاً پزشک عبدالرحمن سوم‌، فردی یهودی به نام اسحاق بود.
در این دوره در اثر تعامل با مسلمین و تحت تأثیرآنان‌، فلسفه و شعر یهود بسیار پیشرفت کرد و علم در میان ایشان به درجة بالایی رسید. شاهد این ادعا‌، برپایی چند محفل پژوهشیِ دینی مستقل از عراق در قرطبه‌، غرانطه‌، طلیطله و اشبیله بود. به علت این پیشرفت‌ها این دوره را دوران طلایی یهود نامیده‌اند. دانشمند بزرگی چون موسی‌بن‌میمون در اندلس و در فضای علمی آنجا پدیدار شد؛ هرچند که بعدها تبعید شده و به مصر رفت.
در زمان حکومت مرابطون‌، یهودیان آسایش و ارزش خویش را در نزد حکام مسلمان از دست دادند. مرابطون دستگاه دولت را از یهودیان پاک‌سازی کردند. از این رو شرایط یهودیان برای مدتی به وخامت گرایید؛ البته پس از اندکی وضع بهبودی نسبی یافت. اما پس از مدتی باز هم یهودیان به سختی دچار شدند؛ زیرا حکومت موحدون با یهودیان بدرفتاری می‌کردند. کتاب‌هایشان را می‌سوزاندند و بر ایشان سخت می‌گرفتند؛ تاحدی که یهودیت را در اندلس ممنوع کردند. در نتیجة این فشار و سخت‌گیری اغلب علما و متخصصین یهودی به سمت شمال‌، قسمت مسیحیان، رفتند؛ البته همچنان در غرانطه اقلیتی یهودی زندگی می‌کردند.
با آغاز جنگ‌های صلیبی (1095-1291م)، روحیة ستیز با هر چه غیر از مسیحیت بود، سراسر اروپا را فراگرفت. پاپ فرمانی صادر کرده بود و برای شرکت‌کنندگان در این نبرد مقدس امتیازاتی در نظر گرفته بود؛ مانند عفو تمام گناهان گذشته و آینده؛ معافیت از پرداخت مالیات و صدقه‌های دینی و ... . روحیه مبارزه و هیجان نبرد مسیحیان را متحد کرد. در این زمان مبلغان فراوانی به نقاط مخلتف اروپا فرستاده شدند و با نشر اخبار اغراق‌آمیز مبنی بر آزار و اذیت مسیحیانِ مشرق توسط مسلمانان، افکار عمومی را تهییج کردند و در نتیجه سیلی از مسیحیان اروپایی به طرف سرزمین‌های اسلامی سرازیر شدند.
در اسپانیای مسیحی نیز این روحیه موجب اتحاد مسیحیان شد و کسانی که فرصت جانبازی و فداکاری برای مسیح را در جبهة غرب اروپا نداشتند، فرصت یافتند تا در شرق با مسلمین پیکار کنند. هرچند در پایان جنگ‌های صلیبی هنوز هم دولت اسلامی در شبه‌جزیره باقی بود، اما فضای صلیبی‌گری موجب شد تا دولتِ نسبتاً ضعیف اسلامی نتواند در مقابل روحیة محکم مسیحیان و کشور با ثبات مسیحی دوام بیاورد. علت اصلی پیروزی مسیحیان بر مسلمین و از بین رفتن کامل حکومت اسلامی در اندلس را باید روحیة صلیبی دانست.
در زمان حمله و فتح اندلس‌، توجه مسیحیان بیشتر به مسلمین بود؛ بنابراین مانند زمان طارق و فتح اسلامی که ایشان بعد از فتح هر شهر یهودیان را در آن شهر اسکان می‌دادند، این بار مسیحیان پس از فتح هر شهر، ایشان را در آنجا اسکان می‌دادند. به جز این مورد ذکر دیگری از کمک یهودیان به مسیحیان و یا استقبال ایشان از مسیحیان نیامده است.
چه یهودیان به مسیحیان کمک کرده باشند و چه نه، پیروزی کلی مسیحیان و پایان یافتن حکومت مسلمین برای یهودیان خوش یمن نبود و یکی از سخت‌ترین دوران‌ها برای ایشان ــ و مسلمانان باقی‌مانده در اسپانیا ــ آغاز شد؛ یعنی عصر تفتیش عقاید.


comment نظرات ()
تفسیرهای سنتی و جدید از مذهب یهود
نویسنده : مسعود تدینی آبقد - ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ فروردین ،۱۳٩٠

از هنگامی که انسان بنابرفطرت ذاتی خود یا قبول رسالت انبیاء و یا عقلانیت استدلالی و اکتسابی یا برحسب سنت‏هیی که با آنها خو گرفته و خداباور شد و با اعتقاد به هر یک از ادیان و مذاهب خداباورانه زندگی کرد، تا امروز تفسیرهی گوناگون در محدوده هر دین و یا خارج از آن، در ین تاریخ طولانی از سنت‏هی

کهنِ تفاسیر کلامی تا برداشت‏هی پسامدرنیستی در ادیان مختلف وجود داشته است . آن چه من در ین فرصت به آن خواهم پرداخت برداشتی است که با توجه به قدمت دین یهود و ارزش‏هی یهودیت نبوی با توانیی اندک من قابل بیان است.

بنی تفکر یهودی و دین یهود براصول مطرح شده در کتاب آسمانی یهودیان یعنی تورات شکل گرفته است. هیچ تفسیری از دین یهود خارج از مبانی توراتی، چه بحث‏هی تلمودی و یا تفاسیر میدراشی و یا برداشت‏هی متکی براصول مدرنیته و رفورمیسمی در اجری مراسم و مناسک و یا حتی اعتقادات سیاسی صهیونیستی و یا ضد صهیونیستی خارج از اعتقاد به نص صریح تورات و کتب انبیاء از نظر یهودیان اعتبار و ارزش بررسی ندارد.

البته پذیرفتن ین اصل به ین معنی نیست که همه تفاسیر دینی یهود در زمان‏هی مختلف یکسان بوده‏اند شید بتوان گفت هیچیک از ادیان الهی چون یهودیت همواره مورد نقد و بررسی و اظهارنظرهی گوناگون از طرف متفکران یهودی و غیریهودی قرار نگرفته و پاسخگو نبوده است.

از زمان نزول تورات قرن 13 قبل از میلاد به وسیله حضرت موسی تاکنون، از شیوه‏هی اجریی تفاسیر و احکام فقهی به وسیله سنهدرین تا زمان خرابی معبد دوم (حدود 70 میلادی) و تا بحث‏هی تلمودی که در بسیاری از موارد دو نفر گوینده با عقید متفاوت و متضاد در مقابل هم قرار می‏گرفتند تا دوران سلطه حاخام‏ها و دوران طولانی پراکندگی یهودیان، نحله‏هی مختلف: صدوقیم، گائون‏ها، حاسیدها، تنائیم از جمله هیلل و شمی (پانصد قبل از میلاد تا 70 میلادی) تا زمان آمورائیم و گئونیم گرفته تا موسی‏ابن میمون و اسپینوزا و تا مفسرین کنونی که از تعالیم توراتی جریان سیاسی صهیونیستی را استنباط کرده‏اند و تا گروه‏هی ناتوره‏‎کارتا که هم اکنون از بنیادی‏ترین اصول تورات، جریان ضدصهیونیستی را تبلیغ و ترویج می‏کنند همه بر ین عقیده پافشاری کرده‏اند که هستی‏شناسی یهود و احکام الهی و داده‏هی متافیزیکی، اصولی تغییرناپذیرند که بری بیان آنها و تفهیم و اجری دستورات، احکام و فریض و تفاهم بین انسان‏ها و معتقدان به ادیان الهی همواره بید در جستجو و یافتن بیانی تازه و شیوه‏هی متناسب با زمان و مکان تلاش کرد.

با توجه به محوریت تورات در اعتقادات دینی یهودیان و مکتوب بودن آن از زمان‏هی بسیار دور، نوشته‏ها و تفاسیر گوناگون در فلسفه و فقه یهود کم نیستند.

فقهی یهود علاوه بر تورات مکتوب به توصیه‏ها و راهنمیی و کندوکاو روحانیون و صاحب‏نظران دینی یهود اهمیت بسیار داده‏اند و جمع‏آوری و تدوین ین اقوال شفاهی بخشی از فرهنگ دینی یهودیان است.

از میان نوشته‏هی متعدد در تفسیر اصول یهودیت، تلمود مهمترین و تأثیرگذارترین کتاب در الهیات، فقه، نصیح و توضیحات و راهنمیی‏هی اجتماعی و فردی است. تلمود در واقع مجموعه تورات شفاهی است که به بالندگی یهودیت از زمان نگارش یعنی اواسط قرون وسطی تاکنون کمک فراوان کرده است. به گفته آدرین اشتین سالتز در کتاب سیری در تلمود با ترجمه باقر طالبی دارابی «اگر کتاب مقدس سنگ زاویه و شالوده یهودیت باشد، تلمود ستون اصلی آن خواهد بود که از فراز و نشیب‏ها سر برآورده و کل بنا و عمارت معنوی و عقلانیت یهودیت را پشتیبانی می‏کند».

در مورد تلمود بسیار گفته‏اند، بسیاری در قبول و بسیاری دیگر در رد آن قلم‏فرسیی کرده‏اند و زمانی بدگویان آن را در آتش سوزانده‏اند، ولی تلمود چون چشمه‏ی جوشان همواره خوانندگان خود را سیراب کرده و موجب نوآوری‏هی فراوان در تفکر و اعتقادات یهودیان شده است.

تلمود نشانه انعطاف‏پذیری متفکران یهودی و سیلان فکر است. در تلمود گاه اظهارنظرهی فقهی و شرعی درباره حتی علوم تجربی به مجادله بین گویندگان تبدیل می‏شود و در بسیاری از موارد توافق حاصل نمی‏شود و ین خود نشانه قبول نظرات مختلف، دگرگونی و تحول سنت‏ها و بیان نقطه‏نظرات جدید است، ولی ین اختلافات و گاه تناقضات هرگز به نفی اصول یهودیت منجر نمی‏شود، دین‏باوری در تفکر یهود معنویت ناب است «خداوند شبان من است، محتاج به هیچ چیز نخواهم بود، در سبزه‏زارها مرا آسیش می‏دهد و در کنار آب‏هی روان مرا رهبری می‏کند، جان مرا به من می‏بخشد و به خاطر نام خود به راه‏هی عدالت هدیتم می‏کند». (مزمور 23)

در یهودیت دین‏باوری به چالش کشیده نمی‏شود، هرچند گاه عقلانیت بری قبول دین مورد توجه قرار می‏گیرد و اصول دین با مبانی عقلانی قبول یا رد می‏شود ولی بلافاصله از طرف دین‏باوران ین اصل مطرح می‏شود که خود عقلانیت که موجب قبول یا رد دین می‏شود از کدام منشاء استدلال می‏کند.

اما مدرنیته بر ین باور است که «اعتقادات دینی وقتی معتبر است که مبتنی براصول اولیه قطعی و روشن باشد و یا بر حواس ما به صورت آشکار و بدیهی اثر گذارد».

ولی دین‏باوران بر ین اندیشه‏اند که اگر حواس بشری اعتبار تشخیص و قبول یا رد هر مطلبی را دارند ین اعتبار حواس از کجا ناشی می‏شوند، به همین دلیل استدلالات و مبانی تکامل عقلانی، در حیطه قبول دین‏باوران قرار نمی‏گیرد. در نظر دین‏باوران معرفت و شناخت خداوند امر فطری و طبیعی است. مدرنیته و تجدد، اعتقادات دینی را با ارزش‏هی مورد قبول خود ارزیابی می‏کند در حالی که خلقت آدمی در مفاهیم توراتی هم صورت شکلی دارد و هم صورت معنیی و معنوی «خداوند آدم را از خاک زمین آفرید و در بینی او روح زندگی و معرفت دمید و آدم جاندار شد. (سفر پیدیش فصل دوم) گفتنی است که در روز ششم خداوند آدم را در شکل ظاهری خود آفریده بود و در فصل اول سفر پیدیش گفته شده «خداوند آدم را به شکل خود یعنی به شکل خداوند آفرید» و البته ین معنی به کرات در اعتقادات یهودیان تکرار شده که خداوند جسمیت ندارد و معنی و روح مطلق ات و ین تشبه فقط شباهت لفظی دارد و به همین دلیل در فصل دوم برشیت تاکید بر ذصدو رااح یعنی روح جاودانه و معرفت الهی شده و ین که خداوند ذره‏ی از روح خود را به انسانی که قبلاً آفریده به امانت می‏دمد و او را به وظیف و مسئولیت‏هیش آگاه می‏سازد. بر ین اساس شناخت و آگاهی انسان نسبت به خود و دیگران و جهان هستی معرفتی الهی است. همین ودیعه الهی در برابر آن چه زندگی مادی انسانی را تشکیل می‎‏دهد به ما کمک می‏کند تا راه‏هی وصول به حقیقت و عدالت را درک نموده و به آن عمل کنیم و حتی زندگی شخصی خود را سامان دهیم و از مواهب هستی بهره‏مند شویم. تفاسیر سنتی یا آورده‏هی جدید از دین، دین‏باوران را از راه خود دور نمی‎‏سازد و به اعتقاد آنها خللی وارد نمی‏کند، بلکه می‏توان گفت هر استدلالی بری نفی دین، دین‏باوران را در اعتقاد خود راسخ‏تر کرده است.

نیکلاس ولتر ستورف از مشهورترین فیلسوفان مسیحی دین‏باور عصر ما تأکید می‏کند «سنت بر ین پیه عمل می‏کند که کتب مقدس یک راهنما هستند، راهنمیی نه فقط بری رهیی و رستگاری بلکه بری سلوکمان در ین جهان، آنها راهنمیی کامل هستند و نوعی نگرش کلان به جهان و زندگی به ما می‏بخشند»،

از همین دیدگاه او به مسئله فلسطین و مناقشه با اسرائیل در سال 1987 توجه نموده و بر حقوق مردم فلسطین بری زندگی شرافتمندانه تأکید می‏‎کند و همچنین با مسافرت به افریقی جنوبی در سال 1975 به صراحت و بنابر عقیده دینی خود از حقوق سیاه‏پوستان دفاع می‏کند.

توجه به چنین مسائلی از زندگی انسان، از آنجا قابل توجه است که فیلسوفی با اندیشه‏هی دین‏مداری، خود را به حساس‏ترین مت زندگی مردم نزدیک نموده و متعهد می‏شود در بهبود شریط مطلوب و رسیدن به حقوق الهی و انسانی آنها را کمک نمید، در میان اندیشمندان یهودی فراوان هستند متفکران مذهبی یهود که نه فقط به حقوق یهودیان بلکه بری حق زندگی آزاد و شرافتمندانه همه آدمیان تلاش کرده‏اند، حاخام المربرگر، موشه منوهین، آلبرت ینشتین، یسرائل شاهاک، فلیسیا لانکر، نوام چامسکی و دیگران از جمله دین‏باوران متعهد و انسان‏دوست یهودی هستند که هر یک در شریط مختلف و زمان‏هی متفاوت با تکیه بر تفاسیر سنتی و یا جدید از یهودیت در خدمت بشریت اقدام کرده‏اند. معتقدان و متفکران از ادیان الهی نیز از ین فیض خداوندی بهره‏مند هستند با نقل قولی از فیلسوف بزرگ معاصر مسیحی نیکلاس ولتر ستورف به مطلب خود پیان می‏دهم.

«یکی از عقید محوری در مسیحیت و یهودیت و اسلام ین است که ما انسان‏ها فراخوانده شده‏یم که به خدا یمان و باور داشته باشیم، بر او تکیه کنیم و به او اعتماد بورزیم و به او اطمینان داشته باشیم، یمان داشتن به خداوند تعهد انسانی بنیادین ما است، ین عقیده نیز در ین سه دین جنبه محوری دارد که تنها به مدد یمان و باور به خداوند است که عمیق‏ترین بیقراری‏هی قلب آدمی آرام می‏‎گیرد و در ین جا عمل به تکلیف و شکوفیی به هم پیوسته‏اند».

هارون یشییی

/www.iranjewish.com/Essay/Essay131_29_1.htm

 

 

 

 

 

 


comment نظرات ()
جشنها و اعیاد یهودیان در آغاز سال عبری
نویسنده : مسعود تدینی آبقد - ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ آذر ،۱۳۸٩

اعیاد آغاز سال را در دین یهود می‌توان به سه دسته تقسیم کرد: نخست، ابتدای ماه نیسان، ماهی که عید پسح (فطیر) در آن واقع می‌شود و خداوند به صراحت در تورات (سفر خروج 2:12) می‌فرماید: «ماه نیسان، برای شما اول همه‌ی ماه‌ها باشد». دوم، رُش هشانا (آغاز سال نو عبری و آفرینش حضرت آدم). سوم، ایلانوت که آغاز سال نو برای درختان محسوب می‌شود.
قوم یهود، عیدها، مراسم سوگواری، تشریفات مذهبی، سنت‌های خاص خود را دارد که هر کدام از اعیاد یهود، تعریفی عمیق و روحانی دارد که گذشته و حال و آینده را به هم می‌تابد و ریسمانی می‌سازد که یک سرش به جلوه‌گاه حق و سر دیگرش به پایان جهان گره می‌خورد. ایلانوت یا جشن درختان، یکی از آن‌ها است. ایلانوت تقدیس و بزرگداشت درختان و گیاهان و آفریننده‌ی آنها در دین یهود است. یهودیان، همه ساله در پانزدهمین روز از ماه شواط، میوه‌های مختلف را با خواندن دعاهای مخصوص می‌خورند و خداوند بزرگ که جهان هستی را ب این همه شگفتی و تنوع آفریده است، سپاس می‌گذارند. از میوه‌هایی که در شب ایلانوت خورده می‌شود: زیتون، خرما، انگور(کشمش)، انار، انجیر، جو و گندم که دارای اهمیت خاصی هستند، در رأس قرار دارند.
فلسفه کلی مراسم ایلانوت، برکت دادن محصولات درختی و زمینی است و با گفتن براخا (دعا) همگی خواستار آن می‌شوند که درختان در سال آینده، هر چه بیشتر پرثمر گردند.
در تلمود، پانزدهمین روز از ماه عبری شواط، آغاز سال درختان و روز سرنوشت آنان نام گرفته است و این روز، مناسبت‌ترین تاریخ برای آغاز درختکاری تشخیص داده شده است.
در کتب مقدس یهود، از قوانین بسیاری مبنی بر عدالت اجتماعی مربوط به زمین و کشاورزی و کاشتن درختان و حفظ اصالت طبیعت سخن رفته است. در تورات مقدس، «کتاب لاویان فصل 19 آیه 23»، کاشتن درختان به صورت یک فرمان تاکید شده است: «هنگامی که وارد سرزمین می‌شوید از هر نوع درخت‌های خوراکی غرس کنید». علمای یهود نیز درختکاری را توصیه نموده‌اند تا جایی که ربان یوحانان بن زکای دانشمند و رهبر بزرگ یهودیان پس از خرابی معبد دوم در تلمود می‌گوید: «اگر درختی را به قصد کاشتن در دست داشتی و به تو بگویند که ماشیح (ناجی جهان) ظهور کرده است، ابتدا درخت را در زمین بنشان سپس به استقبال ماشیح برو».
کار کشاورزی از همان زمانی شروع شده که خداوند، آدم را آفرید و او با کار روی زمین محصول به دست آورد و یا حضرت نوح که وسایل شخم‌زنی ر برای انسان‌ها اختراع کرد و بعد از طوفان نیز تاکستانی را غرس نمود و یا حضرت ابراهیم که مهمانان خود را دعوت می‌نمود تا در زیر درخت استراحت کنند و یا حضرت موسی در ساده‌ترین گیاهان یعنی در یک «بته خار» در حال سوختن، جلال خداوند را مشاهده کرد و به پیامبری برگزیده شد.
چند نمونه درباره‌ی گیاه و درخت از دیدگاه تورات و کتب مقدس :
1- کتاب پیدایش فصل 2 آیه 9 : خدای متعال از زمین هرگونه درخت خوش‌نما و خوش خوراک را رویانید.
2- کتاب تثنیه فصل 20 آیه 19 : چنان‌چه بخواهی شهری را با جنگ محاصره و تصرف نمایی بر درخت آن شهر تبر نزن و آن را تلف نکن چون از ثمره‌ی آن می‌خوری پس آن را قطع نکن.
3- کتاب پیدایش فصل 26 آیه 12: اسحق در آن زمین زراعت نمود در آن سال صد برابر یافت، خداوند او را متبارک نمود.
4- مزامیر داود فصل 92 آیه‌های 13 و 14 : شخص صدیق (مؤمن) چون درخت خرما خواهد شکفت و مثل سرو آزاد نمو خواهد کرد. آنان که در خانه‌ی خدا غرس شده‌اند، در صحن‌های خدای ما خواهند شکفت.
5- مزامیرداود فصل 128 آیه 3 : زن تو مثل مو بارآور به اطراف خانه‌ی تو خواهد بود و پسرانت مثل نهال‌های زیتون گرداگرد سفره تو.
6- مزامیر داود فصل 1 آیه 3 : (شخص مؤمن) چون درخت نشانده در جلوی نهر آب خواهد بود که ثمره‌ی خود را در موسمش می‌دهد و برگ آن پژمرده نمی‌شود.
7- غزل‌های حضرت سلیمان فصل 2 آیه 13 : درخت انجیر میوه‌ی خود را رسانید و موهای گُل آورده، رایحه‌ی خوش دادند.
8- کتاب ییرمیا پیغمبر فصل 1 آیه 11 و 12: کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: ای ییرمیا چه می‌بینی؟ گفتم شاخه‌ای از درخت بادام می‌بینم، خداوند به من گفت نیکو دیدی، زیرا که بر کلام خود ساعی هستم تا آن را به انجام برسانم.
9- مزامیر حضرت داود فصل 80 آیه‌ی 15 : خدایا نگاه کن از آسمان و ببین از این مو تفقُد نما.
10- کتاب ییرمیا پیغمبر فصل 24 آیه 3 : خداوند به من گفت ای ییرمیا چه می‌بینی؟ گفتم انجیر، انجیرهای خوب، بسیار خوبند.
11- کتاب خروج فصل 39 آیه 24 و 26 : بسازید بر دامن‌هایش انارهایی از لاجورد و ارغوان. زنگله طلا و انار، زنگله طلا و انار بر اطراف دامن ردا.
12- کتاب لاویان فصل 24 آیه 2 : بگیرند برای تو روغن زیتون زلال کوبیده برای روشنایی.
13- مزامیر حضرت داود فصل 92 آیه 113: شخص مؤمن (عادل) چون درخت خرما خواهد شکفت.
14- از اَگادوت (روایات)، گل‌ها نیز به نوبه‌ی خود از نعمت الهی برخوردارند. حضرت سلیمان پادشاه بنی‌اسرائیل که از کلیه‌ی اهل عالم عاقل‌تر بود، هنگامی که می‌خواست به سلطنت برسد، فرشته‌ی خداوند به او ظاهر شده و چنین گفت: برو در بین گل‌های صحرا، ملکه را انتخاب کن و تاج سلطنت خود را عیناً از روی تاج آن ملکه‌ی گُل‌ها تهیه کن. حضرت سلیمان به صحرا رفت و گل پنجه مریم با زیبایی و تاج خود او را مجذوب نمود و مورد علاقه او قرار گرفت، با دیدن این گُل، قلب او شاد گردید فوراً به ملازمین خود دستور داد تا تاجی شبیه گل پنجه مریم برایش تهیه نمایند و بدین سبب گُل مزبور را در سرزمین مقدس تا امروز «تاج سلیمان» می‌نامند.
مراسم :
1- در 15 ماه عبری شواط در نمازهای صبح و بعدازظهر، ویدوی (اعتراف به گناه) از نماز حذف می‌شود.
2- گرفتن روزه‌ی دسته‌جمعی و مراسم گریه و زاری مجاز نیست.
3- چنان چه داماد در این روز بخواهد مراسم عقد به جا بیاورد از گرفتن روزه معاف است.
4- از دیگر مراسم ایلانوت گرد آمدن افراد خانواده و خوردن انواع میوه‌ها همراه با براخا (دعای شکرانه) است. هم‌چنین مرسوم است متنی از تورات (مرحله سوم آفرینش بوجود آمدن گیاهان کتاب پیدایش فصل اول آیه 9 تا 13) و نیز بخشی از میشنا (تورات شفاهی) و زوهر (کتاب عرفانی یهود) قرائت می‌شود و با انجام مراسم ایلانوت، ضمن این که سال پر برکتی ر برای درختان آرزو می‌کنیم درحفظ سنت‌هایمان می‌کوشیم. زیرا آن‌ها ما را به اصل خویش پایدارتر می‌گردانند.


comment نظرات ()
مسیحیت یهودی و منحصرا نبرد پایان تاریخ (آرماگدون)
نویسنده : مسعود تدینی آبقد - ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ خرداد ،۱۳۸٩

در توضیح لازم است که ابتدا به این نکته اشاره کنیم که، ما بنابر آنچه پیامبر (ص) به ما خبر داده است به مهدی موعود(عج) ایمان داریم و همچنین به دومین ظهور مسیح(ع) نیز معتقدیم و ایمان داریم که مسیح دروغین در آخر الزمان ظاهر خواهد شد و فتنه های بسیار بر پا میشود و این اخبار را سنت به ما داده است. از آرماگدون نه در قرآن و نه در سنت سخنی به میان آمده و نه امامی از ائمه مسلمین (شیعیان) از آن سخن گفته است. این بخش ار اعتقادات بنیاد گرایان انجیلی آمریکاست که یک پنجم آمریکایی ها را تشکیل میدهند و مسیحیت را با صهیونیسم در آمیخته اند و اعتقاد آنان بر این است که برای اینکه مسیح(ع) دوباره به زمین بازگردد، باید جنگی بزرگ (احتمالا هسته ای) در جایی به نام «آرماگدون» که محلی میان اردن و فلسطین است بوقوع بپیوندد. این جنگ به نابودی اکثر شهرهای جهان می انجامد. این بنیادگرایان اعتقاد دارند، نیروهای شر که به خدا ایمان ندارند،علیه اسرائیل متحد شده، ارتش چهارصد میلیونی گرد خواهند آورد که دشمن مسیح بوده و علیه او خواهند جنگید ( که البته منظور از این نیروها عمدتا مسلمانان و اعراب هستند). اما مسیح اولین ضربه را با سلاح های کشنده خود بر آنها وارد خواهد آورد و این ارتش را از بین خواهد برد و خون تا افسار اسب ها خواهد رسید. این جنگ فرجامی خوشایند خواهد داشت و با ایمان آوردن یهود به مسیح به عنوان منجی ایشان به پایان خواهد رسید، پس از اینکه دو سوم آنها در این جنگ از بین میروند، مسیح مومنان خویش را به بالای ابرها برده،سپس با آنها فرود خواهد آمد و برای هزار سال زندگی سعادتمندی خواهند داشت.


comment نظرات ()
ملا مراد آقالر
نویسنده : مسعود تدینی آبقد - ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ خرداد ،۱۳۸٩

جامعه یهودیان مشهد، بقاء خود را همواره مرهون خدمات ارزشمند و ایثارگرانه روحانی مبارز و خیراندیش هاراو ملا مردخای آقالر می دانند. هاراو مردخای آقالر ملقب به ملا مراد در سال1850میلادی مطابق 5610 عبری، 11سال پس از واقعه اله دادی (قتل و غارت یهودیان در مشهد) در یک خانواده متدین در شهر مشهد چشم به جهان گشود .

طبق شواهد موجود، اجداد ملا مراد آقالر (1)، در اواسطه قرن هفدهم در زمره مهاجرین اسپانیائی بودند که به ایران کوچ نمودند و در شهر کاشان سکنی کردند و در زمان صدارت نادرشاه افشار، از کاشان به مشهد مهاجرت نمودند .

پدر وی آرفائل (2) آقالر از تجار سرشناس و از معتمدین مشهد به شمار می رفت و طبق روال آن دوران مردخای را جهت کسب تحصیلات فارسی به مکتب خانه اسلامی روانه ساخت ضمن آنکه وی، نزد پدرش در خانه همانند دیگر یهودیان، مشغول به فراگیری سنت های پدران، آداب رسوم، زبان عبری و آموزش و مطالعه کتب مقدس (توراه) گردید .

ملا مراد آقالر در کسب تحصیلات اسلامی، اصول و فروع دین، آداب و رسوم اسلامی و تمامی قوانین قرآن را کاملا فرا گرفت، نیز بر زبان‏های فارسی و عربی تسلط یافت و با اطلاعات عمیقی که از علوم و معارف اسلامی و تفسیر در مطالب قرآن آموخته بود توانست قرآن را به زبان فارسی ترجمه نماید، و همین امر باعث شد این شخصیت فرهیخته با عنوان رهبر اقلیت های دینی مشهد، بیش از بیش مورد احترام های خاص علما و مراجع تقلید شیعیان واقع شود، (ضمن آنکه دیگر همکیشان ملا آقا مراد از این احترامات بی بهره نماندند) و دائما توسط آنان به جلسات سخنرانی دعوت می‏شد.

وی با فصاحت کلام و با بلاغت بیان و نطق قوی و خطابه های بی نظیرش و اعمال سیاست های مدبرانه، توانست روابط یهودیان مشهد را در آن دوران حساس و بحرانی بهبود بخشد و شرایط متعادل تری را برای همکیشان یهودی خود فراهم آورد و نیز باعث شد، نقطه عطفی در حفظ اعتقادات و تسلسل فرهنگ یهودیت در جامعه یهودی ایجاد شود.

ملا مراد آقالر در راستای تحصیلات اسلامی با جدیت به مطالعه کتاب مقدس و آموزش دیگر کتب مذهبی راجع به اصول و قوانین در یهودیت پرداخت. وی از عنفوان جوانی، هدفش یادگیری تلمود بابلی بود، اگرچه مطالب آن به زبان آرمیت بود، ولی با تلاش پیگیر، زبان آرمیت را فراگرفت و برای فراگیری آن از نوعی توراه استفاده می‏برد که بخشی از آن به زبان عبری و بخشی دیگر آن ترجمه انقلوس بود.

دیری نپائید، به بزرگترین آرزویش که فراگیری تلمود بابلی بود نائل گردید، ضمن آنکه به غیر از زبان های فارسی و عبری و عربی، به زبان آرامیت هم تسلط یافت و همین امر باعث گردید، فصلی جدید در فعالیت های فرهنگی وی پدید آید و اقدام به ترجمه بسیاری از کتب و متون مذهبی نماید. و با استفاده از ترجمه توراه انقلوس (3)، توراه را به زبان آرامیت (4) هم ترجمه نمود.

استعداد وی در نوشتاری، سخنوری و پژوهش هایش در امور دینی بی نظیر بود و همواره با تبحری خاص انجام می داد و به عنوان معلم تلمود توراه، در جامعه یهودیان مشهد توانست خیلی زود به مقام فتوادهنده دست یابد، و با پشتکاری خستگی ناپذیر در حساس ترین دورانی که یهودیان مشهد از مصائب گالوت به تنگ آمده بودند، رهبری جامعه یهودی را در ید پر توان خود گرفت و در حفظ و احیاء اعتقادات و آداب رسوم یهودیت کشتی طوفان زده آنان را به ساحل نجات هدایت نمود.

در آن دوران (گالوت) که امکانات خواندن و نوشتن زبان عبری و فراگیری علوم دینی وجود نداشت، وی بزرگترین خدمت فرهنگی و مذهبی را برای همکیشان خود انجام داد، صیدورهای هفتگی شبات و موعدیم را با نام "عولت شبات" به فارسی ترجمه و با خط عبری (فارسی یهود) به زیر چاپ برد و به طور رایگان بین یهودیان مشهدی و دیگر شهرهای تهران، شیراز، اصفهان و.... و حتی در میان مشهدی های مقیم یروشالیم توزیع نمود و بستری فراهم آورد، تا قرائت صیدورها برای فارسی زبانان میسر گردد.

ملا مراد آقالر کتب و متون مذهبی بسیاری را، نظیر مزامیر داوید، سلیحوت، مقیلای استر، دعاهای مخصوص روزهای روش هشانا و کیپور، نیز سرودهای عبری شیر هشیریم (غزل سلیمان)و قصیده های شعرای یهودی، شاهین و بابائی لطف را نیز به فارسی ترجمه و با سرمایه خودش به چاپ رسانید و بعدها بسیاری از آنان در یروشالیم، چاپ و یا تجدید چاپ گردید. از آن جمله صیدور عولت شبات، کتاب سلیحوت در سال 1927 ، نصایح پدران، سرودهای روش هشانا و کیپور را در سال 1929 و ترجمه کتاب هگادا شل پسح در 1930 چاپ گردید. شیوائی متون ترجمه هایش و نوشتارهای ادیبانه وی به ویژه در رعایت قافیه بندی، نشان از آن دارد که وی صاحب طبع شعر هم بوده است.

اگر چه بیشترین آثار نوشتاری ملا مراد به چاپ رسیده، ولی محدودی از نسخ دست خطی موجود وی در موزه تل آویو نگاهداری می شود.

اهمیت فعالیت های اجتماعی و فرهنگی ملا مراد آقالر، برای جامعه انوسیم مشهد و دیگر یهودیان ایران، بسیار قابل تقدیر است، زیرا این روحانی مبارز در سده 1250 خورشیدی مطابق با 1871 میلادی زمانی که امکانات آموزشی برای یهودیان کم بود و یا در دسترس نبود تاکید نموده بود، خانواده ها می بایست در بعد از ظهر هر شبات در خانه هایشان جلسات دیبره (آموزشی) توراه تشکیل دهند و حقیقت دین یهود را به فرزندانشان آموزش دهند، و نگذارند میراث های فرهنگی شان به دست فراموشی سپرده شود.

در همین راستا در بعدازظهر هر شبات در خانه خودش اطاقی را اختصاص داده بود به کنیسا و کلاس های تلمود توراه جهت آموزش به نونهالان. وی به تمام همکیشان خود تکلیف می کرد که بایستی بدرستی، تمامی میصواهای توراه را انجام دهند و باید دین را محکم نگهدارند تا هر چه زودتر گئولا بیاید. ملا مردخای (مراد) آقالر در مقام یک رهبر روحانی مبارز بر علیه جهل و به عنوان پیشوای دینی توانست در راستای حفظ شئونات مذهبی و اشاعه‏ی دین و آئین یهودیت در میان همکیشانش، موفقیت های چشمگیری را کسب نماید.

ضمن آنکه نه تنها باعث ایجاد تشکل و یکپارچگی در جامعه مشهدی ها شد، بلکه به سه اصل مهم و برقراری آن که عبارت بودند از:

الف: منع ازدواج با خارج از دین

ب: کفن و دفن یهودیان در قبرستان خودشان

ج: انجام میصوا، بریت میلا متولدین پسر در خانواده در هشتمین روز.

توجه خاصی مبذل داشت.

شغل اصلی ملا مراد تجارت پوست، پارچه و ابریشم بود و با جیب پرفتوت خود کنیسای بزرگی در مشهد ساخت و خودش این کنیسا را اداره می‏کرد.

وی در سن 77 سالگی در سال 1927 میلادی از طریق هندوستان به یروشالیم مهاجرت نمود و کلیه مسئولیت های خودش را در مشهد به فرزند ارشدش هاراو رافائل آقالر (ملا رفیع) واگذار نمود و با وجود رسیدن به دوران بازنشستگی، ناتوانی و ضعف تا پایان عمر به فعالیت های فرهنگی خود ادامه داد.

ملا مراد آقالر در سن 86 سالگی در سال 1936 میلادی جان به جان آفرین تسلیم کرد.

در حال حاضر یکی از نواده های ایشان هاراب مرادی آقالر دارای یشیوای نر داوید در بنی پراک ایسرائل می باشد، و مانند پدر بزرگش به کارهای فرهنگی و خیریه مشغول می باشد.

توضیحات:

(1) :کلمه آقالر (AGULR) یک واژه اسپانیولی و به معنای عقاب می باشد.

(2) : کلمه آرفائل یکی از القابی بوده که معمولا در کاشان برای شهروندان یهودی استفاده می شده.

(3) : یکی دیگر از ترجمه های توراه، ترجمه ی اونقلوس یا انکلوس است. در تلمود بابلی آمده است که اونقلوس یا عقیلاس مردی رومی از خویشان قیصر روم بود که به دین یهود گرایش پیدا کرده بود. وی با راهنمایی ربی الیعزر و ربی یهوشوع، توراه را به زبان آرامی ترجمه نمود.

ناگفته نماند ترجمه اونقلوس کاملا آزادانه انجام گرفته و او خود رامقید دانسته است که از چهارچوب متن توراه دور نشود.

(4) : یکی دیگر از ترجمه های توراه به زبان آرامی (آرامیت) می باشد. در دوره تسلط ایرانیان به ارض مقدس، یهودیان علاوه بر زبان عبری به زبان آرامی نیز تکلم می کردند. در شبات ها پس از قرائت توراه به زبان عبری، بلافاصله ترجمه آرامی نیز قرائت می گردید.

اقتباس از : http://www.7dorim.com/cultures/aghalar.asp 

 


comment نظرات ()
← صفحه بعد